بنام خدای خاطره ها
درود به تو دوست خوب ... .
آدما همیشه و هر کجای دنیا که باشن با خاطره هاشون زندگی میکنن و با امید زنده میمونن ، منم مصداق همین موضوع ... .
راستش زندگی من بیشتر از خاطره ، توام با امید به آینده هست ؛ خاطره هایی که گاها در ذهنم خطور میکنه به نا امیدی منتهی شده و یا هدف هایی که الان دنبال میکنم ادامه ی همون خاطره ها هست . خاطره ها آدم رو با تجربه میکنن ، استوار میکنن و به آدم ایمان میبخشن اما تموم شدن خاطره ها بذر دلتنگی رو در دلمون بوجود میاره . یاد خاطره ها بغض حسرت رو در گلوی ما میشکنه .
خاطره ی دو تا عاشق که از هم جدا شدن و یه روزی به آینده اندیشیده بودن قلب آدم رو متزلزل میکنه اونا وقتی به هم فکر میکنن حسرت تمام لحظه های با هم بودن رو میخورن همیشه و شاید بعد از مرگ .
خدارو شکر میکنم که تا این لحظه بغض خاطره های شیرین توی گلوم نشکسته ، اگر بگم اصلا ؛ دروغ گفتم ، اما ناراحتیم تسکین بخش بوده .
دلیل این امر هم از نوشته های چند خط قبلیم معلومه " نباید خاطره هارو به اتمام رسوند و باید امید به آیندمون دنباله ی همه ی خوشی ها و تلخی هامون باشه " .
انرژی و توان هر آدم حاصل یک عمر زندگی همراه با فرازو نشیب های دنیوی او هست و اگر یک قسمت ازین زندگی رو به دفتر خاطره مون بسپاریم بخش عمده ای از توان زیستن رو از دست داده ایم .
خاطره های ما سرشار از انرژی هایی هست که میتونن مارو رای رسیدن به اهداف و برنامه هامون نزدیک کنن ، تصور کنید خاطره ی بدی رو که هر وقت به یادش می اندیشید کاملا متحیر و بی توان میشید {آیا یاد همین خاطره شما رو تحت تاثیر قرار نمیدهد ؟}
خاطره های خوش نیز بهمین صورت ؛ انسان رو شاداب و پر انگیزه میکند .
برخی افراد خاطره هارو به دست گزشته میسپارند و همیشه ازونها فرار میکنند ، هدفی را انتخاب کرده و بدون راه بازگشت به سوی انها حرکت میکنند . این راه اشتباهه . چرا که اهداف ما در زندگی باید شروعی را در بر دارنده باشه و اگر ما زنجیره ی خاطراتمان را پاره کنیم ارتباطی با سر اغاز زندگی و انچه پیش از ان بوده نخواهیم داشت .
ممکنه این زنجیره بسیار بسیار تلخ باشه و یا بسیار بسیار شیرین در هر حال زندگی است که بسوی امید حرکت میکنه و خاطره است که سرنوشت زندگی را رغم میزند .
این وبلاگو با امید آغاز میکنم
امیدوارم روزی که من نباشم مطالبم گره ای از کار دیگران باز کند
با دیدن وبلاگ های سایر دوستان که حدود چند سالی است در اینترنت فعالیت ندارند
شوقی در وجودم طنین انداز شد تا من هم خاطره ای را شروع کنم و تا هرکجا که امید مجال داد آن را ادامه بدهم.
بدرود
همواره موفق باشید
درود به تو دوست خوب ... .
آدما همیشه و هر کجای دنیا که باشن با خاطره هاشون زندگی میکنن و با امید زنده میمونن ، منم مصداق همین موضوع ... .
راستش زندگی من بیشتر از خاطره ، توام با امید به آینده هست ؛ خاطره هایی که گاها در ذهنم خطور میکنه به نا امیدی منتهی شده و یا هدف هایی که الان دنبال میکنم ادامه ی همون خاطره ها هست . خاطره ها آدم رو با تجربه میکنن ، استوار میکنن و به آدم ایمان میبخشن اما تموم شدن خاطره ها بذر دلتنگی رو در دلمون بوجود میاره . یاد خاطره ها بغض حسرت رو در گلوی ما میشکنه .
خاطره ی دو تا عاشق که از هم جدا شدن و یه روزی به آینده اندیشیده بودن قلب آدم رو متزلزل میکنه اونا وقتی به هم فکر میکنن حسرت تمام لحظه های با هم بودن رو میخورن همیشه و شاید بعد از مرگ .
خدارو شکر میکنم که تا این لحظه بغض خاطره های شیرین توی گلوم نشکسته ، اگر بگم اصلا ؛ دروغ گفتم ، اما ناراحتیم تسکین بخش بوده .
دلیل این امر هم از نوشته های چند خط قبلیم معلومه " نباید خاطره هارو به اتمام رسوند و باید امید به آیندمون دنباله ی همه ی خوشی ها و تلخی هامون باشه " .
انرژی و توان هر آدم حاصل یک عمر زندگی همراه با فرازو نشیب های دنیوی او هست و اگر یک قسمت ازین زندگی رو به دفتر خاطره مون بسپاریم بخش عمده ای از توان زیستن رو از دست داده ایم .
خاطره های ما سرشار از انرژی هایی هست که میتونن مارو رای رسیدن به اهداف و برنامه هامون نزدیک کنن ، تصور کنید خاطره ی بدی رو که هر وقت به یادش می اندیشید کاملا متحیر و بی توان میشید {آیا یاد همین خاطره شما رو تحت تاثیر قرار نمیدهد ؟}
خاطره های خوش نیز بهمین صورت ؛ انسان رو شاداب و پر انگیزه میکند .
برخی افراد خاطره هارو به دست گزشته میسپارند و همیشه ازونها فرار میکنند ، هدفی را انتخاب کرده و بدون راه بازگشت به سوی انها حرکت میکنند . این راه اشتباهه . چرا که اهداف ما در زندگی باید شروعی را در بر دارنده باشه و اگر ما زنجیره ی خاطراتمان را پاره کنیم ارتباطی با سر اغاز زندگی و انچه پیش از ان بوده نخواهیم داشت .
ممکنه این زنجیره بسیار بسیار تلخ باشه و یا بسیار بسیار شیرین در هر حال زندگی است که بسوی امید حرکت میکنه و خاطره است که سرنوشت زندگی را رغم میزند .
این وبلاگو با امید آغاز میکنم
امیدوارم روزی که من نباشم مطالبم گره ای از کار دیگران باز کند
با دیدن وبلاگ های سایر دوستان که حدود چند سالی است در اینترنت فعالیت ندارند
شوقی در وجودم طنین انداز شد تا من هم خاطره ای را شروع کنم و تا هرکجا که امید مجال داد آن را ادامه بدهم.
بدرود
همواره موفق باشید